در سرشماری نفوس مسکن امسال چه کسی شاغل به حساب می آید؟
ل ینک بسیار جالبی که لازم است حتماً مشاهده کنید. در سرشماری نفوس مسکن چه کسی شاغل به حساب می اید و چه فعالیت هایی شغل است؟ این لینک برگرفته از خبر آنلاین می باشد که از متن دفترچه راهنمای مامورین سرشماری اقتباس شده است. جالبترین بخش آن افرادی هستند که در حال تعمیر منزل خود می باشند، شاغل به حساب می آیند یا موارد مشابه این .... که بسیاری از فعالیت های منجر به خودمصرفی را نیز در بر دارد. در صفحه ۱۰۸ این راهنما آمده است که در مناطق روستایی کودکان بالای ده سالی که به خانواده خود در هفته گذشته حداقل یک ساعت در کارهای کشاورزی یا مشابه آن کمک کرده اند، در مربع دو علامت ضربدر درج شود، به عبارت دیگر شاغل هستند.
اما یک سوال برای من در این نوع محاسبه پیش آمد، وقتی که در سرشماری جمعیت فعال و جویای کار را محاسبه می کنند باید پتانسیل اشتغال کشور براساس تعریف شاغل مورد نظر قرار گیرد، یعنی اگر نوجوان ۱۱ ساله ای در خانواده روستایی در هفته گذشته به هر دلیلی به خانواده خود کمک نکرده باید بیکار به حساب آید؟ اگر این استدلال درست باشد، باید تمام افراد بالای ده سال کشور اعم از محصل یا دانشجو جزء جمعیت جویای کار محاسبه شوند، اما در محاسبه هایی که در حال حاضر در سرشماری نفوس مسکن انجام می شود، اینها جزء جمعیت جویای کار نیستند، اما اگر یک ساعت کار کنند حتی اگر کمک به خانواده خود باشد، شاغل به حساب می آیند. اگر این قضیه را به صورت حدی نگاه کنیم، با این نوع محاسبه این احتمال وجود دارد که حتی تعداد شاغلین کشور بیش از تعداد جمعیت فعال شود؟ در ضمن به این مورد هم باید توجه کرد که وقتی کسی شاغل به حساب می آید، حتماً باید ارزش افزوده تولیدی وی هم محاسبه شود. با تعاریف موجود در سرشماری امسال، چگونه ارزش افزوده زنان خانه دار و کودکانی که برای خانواده خود کار می کنند و یا سربازان که همگی بنا به تعاریف موجود در سرشماری امسال شاغل به حساب می آیند، مورد محاسبه قرار می گیرد؟ قاعدتاً اینها قابل محاسبه نیست، بنابراین یا باید ارزش افزوده شان را برابر صفر قرار دهند یا اینکه برای همه آنها که فعالیت مشابهی انجام می دهند یک ارزش افزوده فرضی معرفی کنند. که در هر دو حالت آمارهای اکتسابی قابل اعتماد و مقایسه برای مطالعات علمی نخواهد بود. در حالت اول این مشکل پیش خواهد آمد که ارزش افزوده سرانه نیروی کار در کشور به شدت پایین می آید (چون تعداد شاغلین زیاد شده ولی مقدار ارزش افزوده نیروی کار تغییری نکرده) و در حالت دوم نیز از برآوردهای فرضی برای محاسبه تولید و ارزش افزوده ها استفاده شده است.
به دلایل فراوان امیدوارم استدلال من نادرست باشد


به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).