واکنش بانکها در برابر سياستهای پولی بر اساس مدل DSGE
بانکها بهعنوان يکی از مهمترين بخشهای اقتصاد کلان میتوانند نقش مهمی در تعادل عمومی اقتصاد وانتقال شوکهای اقتصادی در جامعه ايفا کنند. در اين ميان، يکی از مهمترين بخشهای انتقال پولی بخش بانکی است، در نتيجه بررسی اينکه بانکها در صورت وقوع شوک پولی چه واکنشی نشان میدهند میتواند مفيد باشد. در اين مطالعه با استفاده از روش تعادل عمومی پويای تصادفی DSGE و با بهرهگيری از دادههای فصلی اقتصاد ايران در دوره (1387-1367) به بررسی واکنش بانکها در صورت بروز شوکهای پولی پرداختيم. برای برآورد پارامترهای مدل DSGE از روش برآورد بيزين بهرهبرداری و در انتها با استفاده از توابع عکسالعمل به آزمون فروض پژوهش پرداخته شد. نتايج حاصل از مدل نشانگر آن است که بانکها بهدليل عدم توانايی در تعديل نرخ بهره پس از بروز شوک پولی نمیتوانند به مکانيزم انتقال کمک چندانی کنند و شوک پولی باعث کاهش سپردهگذاری در بانک و افزايش تقاضا برای وام خواهد شد. اين رخداد سبب بروز شوک در بخش کالاهای باداوام همچون مسکن شده و قيمت واقعی مسکن را نيز افزايش میدهد.
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).