انتخاب دانشگاه برای دکترای اقتصاد
در روزهای اخیر با اعلام نتایج اولیه دکتری بسیاری از دوستان به دنبال انتخاب رشته شهر بوده و همچون تمام کنکورها و انتخاب رشته های زندگی، استرس و وسواس زیادی برای آن به خرج خواهند داد. البته بیشتر دوستانی که امید اندکی برای قبولی در تهران دارند، نگران آتیه خود می باشند. چون رتبه بندی دانشگاههای تهران که تقریباً مشخص بوده و درس خواندن در تهران هزینه فرصت چندانی هم ندارد. به نظر من رتبه بندی بندی دانشگاههای تهران به صورت شریف، تهران، علامه، الزهرا، بهشتی و تربیت مدرس است. مزیت اصلی مطالعه در تهران آن است که نگرانی اندکی در مورد شغل در کنار کار خواهید داشت و اغلب قادر به یافتن شغل خواهید بود. البته کسانی که نگران بازدهی علمی هستند باید برای انتخاب دانشگاه تربیت مدرس تامل بیشتری به خرج دهید. شاید بهترین معرفی برای دانشگاههای تهران را باید در این پست صادق الحسینی جستجو کرد. هر چند این نوشته قدیمی است و بعضی از دانشگاهها دستخوش تغییر شده اند ( مثلاً تعدادی اساتیدشان رفته اند و یا بازنشته شده اند و سرشان شلوغترشده و کمتر می توان دیدشان) اما برای معرفی دانشگاههای پایتخت نوشته مورد نظر متنی رسا و کامل است. پس از تهران بهترین شهر برای درس خواندن اصفهان است. چون هم لحاظ کاری مطلوب است و هم دارای رتبه علمی خوبی است، حتماً کار با اساتید دوستداشتنی اصفهان (دکتر رنانی، دکتر اکبری و ....) برای همه خاطره انگیز و پربار خواهد بود. دانشگاه شیراز هم با اینکه دور از مرکز است، اما دارای رتبه علمی خوبی است و تنها مشکلش دوری از مرکز خواهد بود. پس از این دانشگاهها باید دانشگاه بابلسر و همدان و تبریز را قرار داد. بابلسر چندین سال است که دانشجو دکترا می گیرد و با وجود اساتیدی همچون دکتر صمیمی، علمی، راسخی و کریمی می تواند در اقتصاد کلان حرفهای مهمی برای گفتن داشته باشد. همدان نیز دوره سوم دکترا را تجربه می کند و تقریباً با تجاربی که گروه به دست آورده در حال حاضر می توان به نظم و برنامه مدون آن اعتماد داشت. در مورد برنامه علمی همدان حتی می تواند بالاتر از بابلسر قرار گیرد و حداقل در آنجا می توانید با کتابها و منابع بروزتری نسبت به سایر شهرستانهایی که دکترا می گیرند روبرو شوید از اساتید این دانشگاه می توان دکتر مهرگان، دکتر حمید کردبچه، دکتر عباسیان، دکتر ابراهیمی و دکتر فطرس را نام برد که اغلب بار گروه را به دوش می کشند. البته دانشجویانی که این شهرها را انتخاب می کنند باید این واقعیت را در نظر بگیرند که هزینه فرصت درس خواندن در این شهرها زیاد است و موقعیت شغلی چندانی نصیبشان نمی شود اما اگر به فکر درس خواندن هستند، می توانند در مکانی ارام و دور از هیاهو و زرق و برق پایتخت به دنبال زمینه کاری که دوس دارند بروند و فارغ از وسوسه های شغلی تنها درس بخوانند. رتبه بعدی هم دانشگاههای فردوسی و زاهدان است. مشهد از لحاظ کاری خوب است و زاهدان از لحاظ رفاهی و مزیتهای علمی (اساتید پروازی مطرحی از تهران داشته و همواره سمینارهای علمی را میزبانی می کند). در مورد انتخابهای بعدی به نظر من شهرهایی همانند سمنان تنها به دلیل نزدیکی به مرکز دارای مزیت نسبت به لرستان، ارومیه و .... می باشند.
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).