همواره برای برای بازسازی اقتصاد جوامع و حرکت رو به جلو، سیاستمداران نیازمند برنامه ریزی و سیاستگذاری های اقتصادی و اجتماعی هستند؛ اما این سیاست ها زمانی به بار خواهند نشست که سطوح اعتماد در جامعه حاکم باشد؛ به عبارتی که جامعه نااطمینانی اندکی از آینده داشته باشد، به دولتمردان و سخنانش اعتماد داشته باشد، نسب به صحت کارکرد دستگاههای اجرایی مطمئن باشد و .... متاسفانه در سالهای گذشته به دلیل رخدادهای اقتصادی اجتماعی در جامعه؛ سطوح اعتماد تخریب شده است، به گونه ای که می توان اذعان داشت مردم ایران نسبت به آینده اقتصادی اجتماعی و رخدادهای انتظاری آینده خود نامطمئن تر از دیروز شده اند؛ این عدم اطمینانی می تواند سبب شکست و اضمحلال هر اقتصادی شود، بنابراین برای هر سیاست اصلاحی در نظامهای اقتصادی و اجتماعی لازم است ابتدا سطوح اطمینان در جامعه تقویت شود. در ایران نیز با توجه به حضور کشور در شرایط ویژه، از نظر تحریم های بین المللی، نیاز به اقتصاد مقاومتی نمود پیدا می کند و این مسئله زمانی می تواند به ثمر نشیند که سطوح اعتماد مردم، به آینده، به دولت، به نهادهای اقتصادی و اجتماعی و .... تقویت شود. مقاله ای در همین باب از بنده امروز در دنیای اقتصاد چاپ شده است که با جزئیات بیشتری به این مسئله می پردازد.