معادل کلمه فساد مالي و اداري در زبان انگليسي  Corruption از ريشه لاتين  Rumrere و به معني شکستن يا نقض است. به عبارت ديگر، در اينجا منظور اين است که چيزي شکسته مي شود. اين چيز مي تواند قوانين و مقررات اخلاقي يا اجتماعي يا به احتمال قوي قواعد و مقررات اداري باشد (تانزي، 1378).

اديبان در فرهنگ هاي فارسي واژه فساد را به تباه شده معني کرده اند به عبارتي هر چيزي که اصطلاح فساد با آن اطلاق گردد در واقع از بين رفته و تباه شده مي باشد اعم از اينکه اين اصطلاح در مورد کالاهاي مصرفي، انسان و يا هر چيز ديگري به کار گرفته شود. ديويد گولد[1] اعتقاد دارد که فساد اداري عبارت است از سوء استفاده شخصي از منابع عمومي توسط کارکنان دولت (گولد، 468). هانتينگتون اعتقاد دارد که فساد به رفتار آن کارمندان عمومي اطلاق مي شود که براي منافع خصوصي شان ضوابط پذيرفته شده را زير پا مي گذارند (هانتينگتون، 1370:91). البته تا بدينجا تنها فساد اداري و مالي را مختص دستگاههاي دولتي ديده اند ، اما فساد براي هر دستگاهي چه دولتي و چه خصوصي مي تواند وجود داشته باشد به طوري که مي توان گفت بدين ترتيب از تعاريف ارائه شده براي فساد اداري و مالي مي توان نتيجه گرفت که فساد مالي و اداري چهار گروه اقدام را شامل مي شود(حبيبي، 1375):

1-    اقدام اشخاص در جهت جلب همکاري کارمند به منظور: الف ) نقض قوانين و مقررات اداري ب- تغيير قوانين و مقررات براي نفع شخصي و يا صنفي

2-     اقدام کارکنان دولت براي دريافت پول، کالا و يا خدمات از اشخاص خصوصي در مقابل دو مورد ذکر شده در بند(1)

3-     خودداري يا تعلل يک مسئول دولتي در انجام وظايف قانوني به منظور دريافت پول، کالا و ...

4-     اقدام کارکنان دولت براي جلب منافع شخصي يا خويشاوندي (ماراد بر حقوق و مزاياي قانوني) از طريق نقض قوانين و مقررات

با توجه به مواد فوق در تعريف فساد، در مي يابيم که فساد مالي و اداري باعث مي شود که بخش مهمي از خدمات عمومي دولتي (دولت) به درستي توزيع نشود، و در نهايت به نارضايتي عمومي از بخش دولتي منجر گردد که اين امر باعث آثار زيانباري بر ثبات اقتصادي، سياسي و اجتماعي خواهد شد. براي پيشگيري از چنين آثاري لازم است عوامل اين پديده مورد شناسايي قرار گيرند تا با کنترل آنها بتوان بر آن غلبه کرد.



[1] Gould, D.