بورس از پساپرده تا تبلیغات
د ر روزهای اخیر شاهد تحول جالبی در تبلیغات تلوزیونی هستیم که شاید به بهترین شیوه حال روز اقتصاد ایران و تصمیمات دولت برای خروج از بحران را نمایش دهد. پس از تشنج بزرگی که در بازار ارز و طلا رخ داد، دولت ناگزیر به افزایش سودهای بانکی شد اما افزایش این سودهای بانکی قاعدتاً قادر به جمع آوری نقدینگی در اقتصاد نیست و تحولی کوتاه مدت است. از این رو ناگزیر به یافتن بازاری نو برای سرمایه گذاری خواهیم بود که قادر به رقابت به تحولات ارز و طلا باشد، بهترین و شاید ناشناخته ترین بازار، بازار بورس در ایران است. این بازار به دلیل نوع سرمایه گذاری و تحولات خود، نیاز به آشنایی اولیه سرمایه گذاران دارد و این روزها تیزرهای تبلیغاتی سازمان بورس در حال آشنا کردن مردم به فرآیند سرمایه گذاری در بورس است. هر چند این کار بسیار تخصصی تر از آن است که بتوان با چند تیزر تبلیغاتی آنرا آموزش داد، اما همین که مردم را با بورس و اهمیت آن در تحول اقتصاد کشور آشنا کند، بسیار جای خشنودی دارد. امید است با این سیاستهای بتوان فرهنگ سرمایه گذاری در بورس و سهام را در کشور نهادینه کرد.
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).