یکی از مباحث و دغدغه های بزرگ اساتید برجسته اقتصاد کشور، لایحه اعطای نقدی یارانه به مردم است. در این پست، می خواهیم در این زمینه با هم بحث و گفتگو کنیم.

مباحث اقتصادی در کتابها یک چیز است و در واقعیت جامعه یک چیز دیگر، فروض زیادی که بر تئوری های اقتصادی برای ساده سازی حاکم است، به هیچ وجه در جامعه(و به خصوص جامعه ما) ایجاد نمی شود. در زمینه یارانه نقدی هم این گونه است. دولت برای دفاع از این لایحه بر طبل برقراری عدالت اجتماعی می کوبد. آیا واقعاً اینگونه است؟ یارانه نقدی سبب تخصیص درست منابع در جامعه می شود؟ من در اینجا تنها در یک زمینه بحث خواهم کرد. البته شایان ذکر است ایرادات فراوانی بر این لایحه وارد است. اما به خاطر کوتاه شدن عرض، در این پست تنها همین یک ایراد را توضیح می دهم.

یکی از فروضی که برای این اثر گذاری این طرح گذاشته شده است، فضای سالم برای کسب و کار و اقتصاد کشور است. فضایی بدون رانت، بدون فساد بدون ..... حال سوال من این است: آیا فضای اقتصاد ایران خالی از رانت، فساد و .... است؟؟؟؟ احتمالاً همه معتقدید که ایران کشوری با فساد اداری بالاست (البته این با امارها کاملاً سازکار است و  بررسی این مقو له را به جای دیگری منوط می کنم). حال کشوری که پر از ادارات دولتی و ماموران دولتی که فساد نیز در آنها به طور زیادی در جریان است، آیا می تواند به درستی مالیات نقدی را تخصیص دهد؟؟ اصلاً خیلی ساده، شما فرض کنید که مامور پخش مالیات نقدی هستید. آیا همه افراد را به یک چشم نگاه می کنید؟؟؟ نگویید آری که غیر ممکن است. متاسفانه تبعیض و خویشتن پروری در نهاد ما ایرانیان جا خشک کرده. همین تبعیض و سعی برای رضایت آشنایان سبب فساد بیشتر می شود. آیا با این حال عدالت بیشتر می شود یا کمتر ؟؟؟؟؟ اری وضع توزیع عادلانه درآمد بسیار بدتر از این هم می شود.

مدیران دولتی زیربط دارای رانت جایگاه خود خواهند بود و شاید بسیاری از مدیران سست از این رانت استفاده های بالایی ببرند. از آنجا که افراد دهک پایین درآمدی اصولاً دارای این رانت نبوده، و یارای استفاده از آن را به هیچ طریقی ندارند (نه از طریق پیوند اجتماعی با افراد و مدیران دولتی - چون اصولاً کبوتر با کبوتر باز با باز در ایران اجرا می شود - و نه از طریق خرید این رانت - چون اگر پول خرید و پرداخت رشوه را داشتند، دیگر دهک پایین درآمدی نمی شدند- ) بنابراین این رانت نصیب همان افراد دهک بالا درآمدی می شود. و وضعیت توزیع ناعادلانه در آمد بدتر از حال شده و فقیران فقیر تر و ثروتمندان، ثروتمند تر می شوند.

به همین دو مورد اکتفا می کنیم. و این دو خود کافی است برای نارضایتی عظیم قشر ستم دیده و بی ثباتی شدید تر اقتصاد و سیاست و ..............