سرمایه اجتماعی و کارآفرینی
سرمايه اجتماعي مجموعه اي از شاخص هاي اجتماعي براي افراد است كه متشكل از شاخصهايي چون اعتماد مشاركت و هنجار است افرادي كه داراي سرمايه اجتماعي بالاتري در جامعه هستند مي توانند در تعاملات اجتماعي از انباشت ذخيره سرمايه اجتماعي براي تسهيل در روابط اجتماعي و كاهش در هزينه هاي مبادله كمك بگيرند. بسياري از متغير هاي شخصيتي مثبت در افراد وجود داشته باشند، ولي آنان زماني مي توانند از اين متغيرها به صورت بهينه و با كمترين هزينه فرصت بهره بگيرند كه داراي تعاملات اجتماعي بالا همراه با هزينه فرصت پايين باشند و اين حالت تنها زماني رخ مي دهد كه افراد داراي سرمايه اجتماعي بالايي باشند تا بتوانند از ويژگي هاي شخصيتي نهفته در خود را بروز داده و باعث ايجاد كنش مثبت در جامعه شوند. كارآفريني نيز يك شاخصه دروني براي افراد است ولي تمام افرادي كه داراي شخصيت كارآفرين هستند نمي توانند در مرحله عملي كارآفرينان موفقي شوند. موفقيت در كارآفريني براي اين افراد تنها زماني رخ مي دهد كه داراي سرمايه اجتماعي بالاي بوده و بتوانند با استفاده از سرمايه اجتماعي خود در تعاملات و كنش هاي اجتماعي به موفقيت شاياني در امر كارفريني نائل شوند.
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).