- با توجه به کوچک بودن زمين هاي زراعي در ايران کشاورزان تمايلي به سرمايه گذاري در تکنيک‌هاي جديد توليد را ندارند. اين کشاورزان خرد از لحاظ دارايي و انعطاف پذيري اقتصادي نيز در حد بسيار پاييني قرار دارند به همين دليل کوچکترين نوساني در بازار باعث واکنش شديد در وضعيت معيشت و اقتصاد خانواده آنها خواهد گذاشت.

- همان طور که گفته شد، کشاورزان در ايران اغلب از سطح سواد پايني برخوردارند و اين افراد کم سواد در پذيرش تغييرات از خود مقاومت شديدي نشان مي‌دهند يا به زبان ديگر بين کم سوادي و ريسک گريزي رابطه مثبتي وجود دارد. اين امر باعث مي‌شود کشاورزان در پذيرش تغييرات در مکانيزم توليد خود ولو اينکه باعث افزايش بازدهي شود بسيار مقاومت از خود نشان مي دهند.

- برگ سبز چاي محصولي بسيار حساس است که برخلا‌ف بسياري از محصولا‌ت کشاورزي علا‌وه بر اينکه بايد در موعد مناسب برداشت شود، به هيچ وجه قابليت ذخيره‌سازي و نگهداري حتي براي مدت محدود را ندارد زيرا پس از چيدن، به سرعت، آب خود را از دست مي‌دهد و پلا‌سيده مي‌شود و علا‌وه بر کاهش وزن، خطر فساد و ترشيدگي و غيرقابل استفاده شدن در کمتر از چند ساعت را در بر دارد. از اين رو، برگ سبز در وهله اول بايد به طور دقيق در دوره‌هاي معيني برداشت و در ظروف و زنبيل‌هاي مناسبي ريخته شود. دوم اينکه در فاصله حداکثر يکي، دو ساعت به کارخانه چاي‌سازي تحويل داده شود. در شرايط فعلي، چايکار موظف است محصول خود را به يک يا دو کارخانه که از سوي سازمان مشخص شده، تحويل دهد. در اين حالت، قدرت مانور يا رقابت در بازار آزاد را ندار، يعني بازار يا سيستمي وجود ندارد که باغدار کالا‌ي توليدي خود را برحسب عرضه و تقاضا به فروش برساند. بنابراين روابط بين باغدار و کارخانه‌اي که به آن وابسته بوده به نحوي است که لا‌زم است هر نوع الزامي‌را رعايت کند؛ در غير اين صورت باغدار قادر به حل مسأله فروش برگ سبز استحصالي نخواهد بود.