دیگ به دیگ میگه روت سیاه
یکی از خبرهای جالبی که این چند روز در بین تلکس های خبری داخلی مخابره شد، انتقاد شدید ریس بانک مرکزی ایران به همتاهای خارجی و به خصوص امریکایی خود برای تزریق بیش ار حد دلار به داخل اقتصاد کشورشان بود. اینجا؟؟؟
این گفته برای من خیلی جالب بود. در حالی که کشور ما در طی چند سال اخیر رشد بی رویه در نقدینگی و تزریق پول حاصل از درآمدهای نفتی به داخل اقتصاد ملی را داشت و حتی در هفته های اخیر خبرهایی مبنی بر استفاده غیر قانونی از پول نفت برای مخارج و هزینه های عمرانی سفرهای استانی نیز مخابره شد. آیا بهتر نیست به جای ایراد گرفتن از اقتصاد های بزرگ دنیا، به فکر ترمیم مشکلات عدیده اقتصاد خود باشیم؟ جالب تر اینجاست که ایرادی را بر خارجیان می گیریم، که خود سالهاست داریم آن را اجرا می کنیم و هر ساله به خاطر اجرایش بر خود و ذکاوت بالای اقتصاددانان خود می بالیم؟؟؟
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).