در تعاريف کلاسيک، اقتصاد کلان به عنوان علم استفاده بهينه از منابع کمياب شناخته مي‌شود اما امروزه با گسترش دانش و ظهور علم به عنوان يکي از عوامل توليد، بحث کميابي عوامل توليد اهميت کمتري يافته است. چرا که دانش و اطلاعات علي رغم با ارزش بودن و صيانت توسط بنگاههاي اقتصادي به هيچ وجه جزء منابع کمياب تلقي نمي­شوند و پس از طي يک فرآيند، در اختيار همگان قرار مي­گيرند. در مبحث دانش آن چيزي که کمياب است توانايي استفاده از دانش (تکنولوژي) به طريقي است که رشد و توسعه اقتصادي را تضمين نمايد. همين دلايل سبب شده است که اقتصاد مبتني بر دانش داراي مزاياي زيادي باشد که از آن جمله مي­توان به موارد زير اشاره کرد: 1- کم اهميت شدن مسئله کميابي منابع 2- نهادينه شدن حقوق مالکيت معنوي 3- اثرات جانبي مثبت دانش يا همان سرريز شدن دانش در تمام جامعه 4- متفاوت بودن ساختار رقابت در اقتصاد دانش محور با اقتصاد کلاسيکي، به گونه اي که در اقتصاد دانش محور، بجاي استفاده از مدل ارو- دبرو براي رسيدن به تعادل رقابتي، از مدل شومپيتر استفاده مي­شود که تضمين مي­کند در تعادل، درآمد نهايي مي­تواند بالاتر از هزينه نهايي بنگاهها شده و بنگاهها به سود مثبت اقتصادي برسند. 5- دسترسي کارگزاران اقتصادي به اطلاعات کامل به طوري که اقتصاد دانش با بهره گيري از فناوري اطلاعات موجب تسهيل در دسترسي به اطلاعات شده و خطاهاي انساني را کاهش خواهد داد. 6- از منظر تئوري بازيها، دانش يک بازي با مجموع صفر نيست. به آن معنا  با منظور کردن دانش تحت شراطي، تمام کنشگران بازار مي­توانند به طور همزمان از کنش خود منتفع شوند. 7- افزايش سرعت اخذ و جذب تکنولوژيهاي پيشرو 8- افزايش مشارکت اجتماعي در جامعه 9- افزايش ارتباطات بين صنعتي 10 - مبادلات هوشمند و ....

متاسفانه با تمام مزيتهاي بارزي که اقتصاد دانش محور در رشد و توسعه اقتصادي جوامع دارد، اقتصاد ايران از اين لحاظ، داراي جايگاه ضعيفي در دنياست. جدول (1) نشان‌دهنده اندازه شاخصه­هاي اقتصاد دانش محود در ايران در مقايسه با متوسط جهاني است. با توجه به جدول مي‌توان دريافت که ايران بجز 3 شاخص، در بقيه شاخص‌ها تفاوت عمده‌اي با متوسط دنيا داشته و عملکرد بسيار ضعيفي دارد.

جدول شماره (1): اقتصاد دانش محور ومقايسه ايران با دنيا

شاخص مورد نظر

ايران

متوسط جهان

رشد GDP

55/7

36/5

شاخص توسعه انساني

2/4

02/4

موانع تعرفه اي و غير تعرفه اي

67/0

19/4

کيفيت نظم و ترتيب

36/0

39/5

قانون و مقررات

71/2

75/5

نرخ باسوادي

59/2

43/3

ثبت نام در سطح دوم تحصيلي

23/4

77/3

ثبت نام در سطح سوم تحصيلي

62/4

42/5

سرانه پرداخت بابت اختراع

4/5

52/7

سرانه ثبت اختراع

36/3

19/8

سرانه مقاله علمي

4/5

52/7

سرانه تلفن در 1000 نفر

71/3

75/5

سرانه رايانه در 1000 نفر

76/5

93/6

سرانه استفاده از اينترنت

64/4

46/6

منبع: World Bank (2007)

با توجه به جدول (1) مي­توان ديد تقريباً روشني از اقتصاد دانش، در ايران پيدا کرد. به گونه­اي که با توجه با اين آمار، ايران داراي رقم متوسط 49/3 براي دانش مي­باشد در حالي در کشورهاي همسايه­اي مثل ترکيه و کويت اين رقم بالاتر از ايران و برابر با  3/6 و 49/5 است. در کشورهاي پيشرفته­اي همانند امريکا، کانادا، استراليا، اتحاديه اروپا، فنلاند، ايرلند، مالزي و سنگاپور اين رقم به ترتيب برابر با 36/8، 49/8، 53/8، 22/8، 56/8، 54/8، 18/6، 52/8 مي­باشد. بنابراين مي‌توان دريافت که ايران در زمينه اقتصاد دانش با چالش­هاي بزرگي هم از نظر کمي و هم از نظر کيفي روبرو است که در ادامه بيشتر به آنها خواهيم پرداخت.