آیا سرمایه اجتماعی واقعاً سرمایه است؟
اصل این مقاله در شماره ۱۹ مجله علمی ترویجی راهبرد یاس به قلم من و دکتر محسن رنانی به چاپ رسیده است
سرمايه اجتماعي يکي از مفاهيم مهمي است که در سالهاي اخير به تحليلهاي اقتصادي وارد شده است. اما همواره بر روي اين سوال که آيا سرمايه اجتماعي، شرايط يک سرمايه مجزا از ديد اقتصادي را دارا ميباشد؟ بين اقتصاددانان، مجادله و تفاوت انديشه برقرار بوده است. بسياري از آنان اعتقاد داشتند که واژه سرمايه در سرمايه اجتماعي نشاندهنده يک استعاره است و بيان کننده سرمايه از ديد اقتصادي نيست. بنابر اهميت اين موضوع در اقتصاد امروز، در اين مقاله به بررسي جنبههاي مختلف اين مسئله خواهيم پرداخت. و نشان خواهيم داد که تا چه اندازه سرمايه اجتماعي شرايط سرمايه – از ديد اقتصادي – را دارا است.
نتايج اين تحقيق حاکي از اين واقعيت است که سرمايه اجتماعي شايد بعضي از جنبههاي سرمايه از مفهوم اقتصاد را دارا نباشد ولي بسياري از آن شرايط را دارا بوده و در شدت و ضعف با ساير سرمايهها تفاوت دارد. بدين ترتيب اين پژوهش نشان ميدهد که، سرمايه اجتماعي ميتواند به عنوان يکي از سرمايههاي تاثير گذار در تحليلهاي اقتصادي وارد شود.
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).