نقش اخلاق (سرمايه مذهبي) در توسعه اقتصادي
چند وقتی است در مورد موضوع جدیدی تحت عنوان سرمایه مذهبی کار می کنم، ایت سرمایه با توجه به نوع مفهوم سازی که ما انجام دادیم، بسیاری از نقصهای سرمایه اجتماعی را ندارد. یکی از کارهایی که با مفهوم سرمایه مذهبی انجام داده بودم، در مجله علمی ترویجی راهبرد یاس به چاپ رسید، که چکیده اش را برایتان می گذارم:
در سالهاي اخير جوامع اقتصادي دنيا به دنبال شناخت جنبههاي رفتاري کنشگران خود هستند و از اين بين، نگرشهاي مذهبي افراد، يکي از مهمترين متغيرهايي است که باعث ايجاد اخلاق و نوع رفتار آتي آنان خواهد شد. در اين مقاله ما نگرشهاي برخواسته از مذهب را در قالب سرمايه جديدي به نام سرمايه مذهبي معرفي کرده و به تببين چگونگي توليد سرمايه مذهبي از نگرشهاي اخلاقي در فرد فرد افراد جامعه پرداخته شد و سپس چارچوب مفهومي سرمايه مذهبي را توضيح دادهايم. در ادامه به چگونکي اثر گذاري سرمايه مذهبي بر شاخصهاي توسعه اقتصادي در جامعه پرداخته ايم. نتايج کلي حاصل از مطالعات نظري اين پژوهش حمايت از آن دارد که نگرشهاي اخلاقي در قالب سرمايه مذهبي بروز کرده و بر بسياري از شاخصهاي توسعه اقتصادي از جمله، رشد اقتصادي، توزيع درآمد، عدالت، مصرف، کاهش جرم، افزايش رفاه و ... اثر خواهد داشت.
به نظر نمي رسد که مطالعه اقتصاد نيازمند هيچگونه استعداد خاص غير معمول و خارق العاده اي باشد... با اين حال اقتصاددان¬هاي خوب و شايسته از نوادر روزگار هستند. موضوع ساده اي که در آن، تنها تعدادي ممتازند. احتمالا علت اين تناقض در آن است که اقتصاددان شايسته مي بايستي از ترکيبي از استعدادهاي نادر برخوردار باشد. او بايد به سطح بالايي از استاندارد در چندين مسير متفاوت برسد و ترکيبي از استعدادها را که اغلب با هم ديده نمي شوند، داشته باشد. او بايد تاحدي رياضي دان، تاريخ دان، سياستمدار و فيلسوف باشد. او بايد علائم را درک کند ولي با کلمات حرف بزند... او بايد شرايط حاضر را در سايه گذشته براي مقاصد آينده مطالعه نمايد. هيچ بخشي از طبيعت انسان يا نهادهاي انساني نبايد خارج از چارچوب ملاحظات او قرار گيرد. او بايد هدفمند و نسبت به هوي و هوس بي علاقه همانند يک فرد گوشه گير و عزلت گزين و فساد ناپذير همانند يک تصويرگر نقاش باشد اما با اين احوال، گاهي اوقات همانند يک سياستمدار خاکي (واقع گرا) باشد" (کينز، 1933).