در ادامه روند نوشته های پیشین به نگرش ابطالگرایان می رسم. علاوه بر توضیح این نگرش، مشکلات و ابهامات موجود را نیز در ادامه بیان خواهم کرد

به دليل مشکلات و ابهامهايي که در نظريات ابزارگرايان و استقراگرايان وجود داشت، ابطالگرايان به تبيين روش شناسي جديدي روي آوردند. سردمدار اين گروه يک فيلسوف اتريشي به نام  کارل پوپر بود. پوپر مقام كشف را از مقام اثبات نظريات جدا نمود. نكته‌اي كه پوپر مورد توجه قرار داد و پيشرفت بزرگي محسوب مي‌گردد اين بود كه اگرچه مشاهدات جزيي نمي‌توانند گزاره‌هاي كلي را تأييد كنند، اما مي‌توانند آن‌ها را ابطال كنند: از نظر پوپر برخلاف عقيده استقراگرايانِ احتمالاتي، ديدنِ هيچ تعدادي كلاغِ سياه به افزايش احتمال گزاره "همه كلاغ‌ها سياه اند" نمي‌انجامد، اما ديدنِ يك كلاغِ سفيد بلافاصله اين گزاره را ابطال مي‌كند. اين واقعيت اساسي مي‌تواند ما را به اين سمت هدايت كند كه ابطال را اساس تجربي علم قرار دهيم - و نه تأييد را. پس فرايند علم از منظر ابطال‌گرايي به اين ترتيب است: دانشمند آزاد است كه حدس بزند. اين حدس در قالب يك گزاره كلي مطرح مي‌گردد. هيچ تجربه‌اي نمي‌تواند درستي اين گزاره را اثبات كند، بنابراين اصلاً نبايد به دنبال تأييد آن برويم. بنابراين وي بايد در مرحله بعدي تئوري را در معرض آزمونهاي سخت قرار دهد، اما هدف اين آزمونها ابطال تئوري ها است نه اثبات و يا تائيد آنها. اين گروه اعتقاد دارند که تکذيب يک تئوري گامي است که ما را به حقيقت نزديک مي کند. حال آن تئوري هايي که با آزمونهاي سخت هنوز ابطال نشده اند، هر يک درجه تقويتي دارند، و اين درجه تقويت معيار شدت آزمونهاي تجربي است که تئوري مربوطه از سرگذارنده است در حالي که تئوري ابطال نشده فعلي ممکن است قوياً تقويت شده باشد. ابتدا ابطال گرايان درجه تقويت مربوطه را به عنوان شاخص حقيقت نمايي صوري (نه واقعي) تئوري ها قلمداد مي کنند. اما در تئوري ابطالگرايان نيز ابهاماتي وجود دارد. اول اينکه چگونه بايد اطمينان داشته باشيم که گزاره مشاهده شده نقيض، خود گزاره اي درست است؟ دومين ابهام اساسي مربوط به برنهاد دوئم کواين است، همچنين قابليت مقايسه تئوري هاي نيز از ابهاماتي است که ابطالگرايان پاسخ روشن و قانع کننده اي به آن نمي دهند. اما شايد مهمترين ابهام همان ابهام برنهاد دوئم کواين باشد، در پيش‌بيني‌هاي علمي تعدادي گزاره كلي وجود دارد كه به آن‌ها "قانون علمي" مي‌گوييم. از اين قانون‌ها مستقيماً و بتنهايي مشاهده‌اي استخراج نمي‌شود. براي استخراج يك نتيجه مشاهدتي نياز به گزاره‌هاي ديگري داريم كه شرايطِ خاص مسأله را به ما بدهند، به اين گزاره‌ها "گزاره‌هاي كمكي" خواهيم گفت. يك مشاهده ابطال‌گر مجموعه اين گزاره‌ها را ابطال مي‌كند، و دست دانشمند باز است كه هر بخش از اين مجموعه را ابطال كند. با توجه به توضيحات ارائه شده سوالاتي همانند زير پديدار مي شود که ابطالگرايان جواب روشني به آن ندارند: منظور از سختي آزمون چيست؟ منظور کيفيت سخت است يا کميت زياد؟ چه چيزي بايد مورد آزمون قرار گيرد؟ در بسياري موارد فروش اوليه مورد آزمون قرار مي گيرد و تئوري منتج را نقض مي کنند که اين نادرست است، يا آنکه فرض بر برقراري فروض اوليه مي کنند و به آزمون تئوري مي پردازند و نتيجه مغاير با تئوري حاصل مي شود، در اين صورت بايد تئوري ابطال شود؟ حال آنکه اين تئوري نيست که ابطال شده، بلکه عدم برقرار فروض اوليه باعث تغيير شرايط شده.